تبليغاتX
اتفاقاته پشت پرده دانشگاه آزاد قشم - یادش به خیر
ترم x تو  خوابگاه بودم. گر چه امکانات نداشتیم و سخت گذشت ولی دوست های خوبی پیدا کردم.

تجربه های خوبی بدست اوردم.

قدرتم تو تشخیص مسائل خوب و بد بیشتر شد.

همه بچه ها..؟..نه ...۹۰ درصدشون دلشون دوس دختر می خواست.

هر شب تو اتقای خوابگاه بچه ها امار دخترا رو یا از هم می گرفتن یا به هم نمیدادن.یکی از بچه پرو هام اصلا تو کف بود با این چشای حیضش.

وای از بچه های عمران بگم .می خواستن تو این ترمای اول دوم که درس عمومی دارن حتما یه دوس دختری واسه خودشون دستو پا کنن چون اگه درسای عمومی تموم بشه دوس دختر هم کلاسیم تموم میشه.البته بعضیاشون هم تونستن دوس بشن یا به قولی مخ بزنن....مثلا یکیشون همین جاوید مرتجوی.شدید تو  حالت اغما به  سر می برد. 

چاکر اقا جاویدم هستیم 

نظر یادتون نره

منتظر مطالب جدید باشبین

+ نوشته شده توسط mr.x and mis.x در پنجشنبه ششم تیر 1387 و ساعت 21:35 |
<<